الشيخ رسول جعفريان
156
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
فصل نخست : اوضاع سياسى و اجتماعى اوضاع سياسى داخلى و روابط خارجى با نگاهى به زندگى اعراب جزيرة العرب مىتوان دريافت كه تفاوت عمدهاى ميان نوع زندگى آنان با زندگى مردم ايران و روم آن روزگار وجود دارد ؛ و آن اين كه در آن روزها در ايران ، حكومت مركزى ساسانيان و در روم حكومت مركزى قيصران وجود داشت ، حكومتى كه تمام شؤون جامعه را از حيث قانون و عمل به قانون و وادار كردن همه به تابعيت از قانون ، در دست داشت و تمام زواياى آن جامعه ، زير سلطهء نظامى واحد گرفته بود بطورى كه در هر گوشهء آن ، وجود حكومت مركزى احساس مىشد . در حالى كه در جزيرة العرب ، در هر ناحيهاى از آن ، گروهى از مردم بر پايه نسبت خانوادگى مشترك به عنوان يك قبيله گرد آمده و منطقهء حكومتى هر يك منحصر به مكانى بود كه در آنجا سكنى گزيده بودند ، به گونهاى كه حوزهء عمل هر قبيله ، محدود به همان قبيله بوده و كارى به قبايل ديگر نداشتند . مسلماً اين نوع زندگى در ميان اعراب جزيره ، نشانگر تشتت و پراكندگى آنان بود ؛ تشتتى كه اعراب را از يكديگر جدا ساخته و عاملى در جهت نفى حكومت مركزى در جزيره محسوب مىشد . وجود اختلاف ، نشانگر عدم وجود يك تشكيلات منسجم و روابط و ضوابط واحد در ميان گروههاى مختلفى بود كه در آن محيط زندگى مىكردند . آنچه وظيفهء ماست ، درك علل و عواملى است كه سبب شده تا شكل زندگى اجتماعى اعراب بدين شكل پراكنده درآيد . بايد با دقّت در اوضاع فكرى ، فرهنگى ، جغرافيايى و اقتصادى آنها علل اين اختلافات را جستجو نمود . در آغاز بايد گفت براى وحدت در ميان امت ، فرهنگى لازم است كه نقاط مشترك آنها را در خود جمع كرده و آنها را گرد انديشه و هدفى واحد متحد گرداند . در عربستان چنين تفكر يكنواختى وجود نداشته و هدف واحدى براى آنها مطرح نبود . در كنار كعبه ، هر قبيله بتى مخصوص به خود داشته و حتى در هر خانهاى ، « 1 » و بدين ترتيب خداى واحد براى آنهامفهومى نداشت ، بنابراين چيزى جز تفرقه و تشتت و پراكندگى در آنجا يافت نمىشد . به همين جهت روحيهء فردگرايى و به فكر خويش بودن در ميان آنها حاكم بود . « 2 » علاوه بر عامل فرهنگى كه ذكر گرديد ، مىتوان عوامل ديگرى را در بعد اقتصادى و
--> ( 1 ) . المغازى ، ج 2 ص 871 ( 2 ) . المفصل ، ج 1 ، ص 283 ؛ تاريخ الادب العربى ، بلاشر ، ص 37